تبليغاتX
دختر آبان - خداروشکر من زنده ام !!!!
Daisypath Anniversary Years Ticker
خاطرات زندگی

سلام بچه ها جون دوستای گلم خوبین خوشین ؟ چه خبرا ؟

خدارو شکر نمرده بودم و اومدم دوباره ! اونقدر دیر اومدم که خودمم به زنده بودنم شک کردم .چقدر دلم براتون تنگ شده بود واقعا. باورم نمیشه الان نزدیکه ۳ ماهه آپ نکردم. واقعا که دیگه خیلی تنبل شدم .برم گم شم بهتره .

دیگه اصلا منو یادتونه یا اینکه باید از اول خودمو معرفی کنم . میدونید راستش اول سال که وقت نداشتم بیام . درگیر دید و بازدید عید بودم . بعدش که همزمان با تولد یکسالگی وبلاگم بود و کلی برای وبلاگم برنامه ریزی داشتم باز کامپیوترخونه خراب شد و ۲ هفته کامپیوتر نداشتیم خلاصه همزمان شد با قطعی اینترنت اداره . بعدش که کامپیوتر درست شد بنا به دلایلی و مسائلی حوصله هیچ چیز رو نداشتم. بعدش که حالم خوب شد اینترنتها قطع شد و بعدش هم امتحانا شروع شد . خلاصه ................. بازم بگم ؟؟؟؟ دیگه باید به من و این کارام عادت کرده باشین یهو پیدام میشه . از همتون معذرت میخوام که اگه براتون کامنت نذاشتم . ولی هرجا اینترنت گیر میاوردم سریع همه صفحاتون رو آفلاین باز میکردم و میخوندم . باید دیده باشید که حتی کامنتهایی که شماها برام گذاشته بودین رو تایید نکرده بودم . وقتی هم میخواستم براتون کامنت بزارم کامنتدونیها باز نمیشد

باید از خیلیها عذرخواهی کنم . از عادله جون مامان الهه جون که خیلی عذر میخوام چندین بار برام کامنت گذاشته بود . و من حتی یک کامنت هم براش نذاشته بودم .خدا کنه ملودی جون هنوز منو یادش باشه (البته از همتون عذر میخوام خیلی خیلی خلیی از همتون ). خلاصه ببخشید دیگه این دوست حقیرو 

هفته قبل با آقای شوهر و خانواده اش رفتیم شمال ( نور) خیلی خوش گذشت جاتون خالی ایشالا عکساشو بعدا براتون میزارم چون الان از خونه مادرشوهرجان دارم آپ میکنم و دسترسی به عکسهام ندارم.

راستی امروز تولد کامیار جونه برادر آقای شوهر که پارسال تو وبلاگم براش جشن تولد گرفته بودم . اون موقع سوئد بود ولی امسال ایرانه و براش همینجا جشن گرفتیم و من و آقای شوهر برای تولدش یک ادوکلن خریدیم و همینطور کیک تولدش رو . ایشالا تولدش مبارک باشه و صدساله بشه .

راستی خواهر آقای شوهر هم به سلامتی نامزد کرد . ایشالا خوشبخت بشن .ایشالا همه جوونا خوشبخت بشن .

خوب با اجازتون فعلا برم . ولی کلی حرف برای گفتن دارم .واااااااااااای چقدرم بهتون قول دادم عکس بزارم خدا کنه بدقولی نکنم. عکسهای تولد کامیارجان و شمال و نامزدی خواهرشوهرجان باشه برای دفعه دیگه . خیلی دوستتون دارم بازم از همه دوستای خوبم و حتی اونایی که دفعه اول بود برام کامنت میزاشتن ولی بهشون سر نزدم عذرخواهی میکنم. مواظب خودتون باشین دوستتون دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 تیر1388ساعت 20:21  توسط نیکو |